ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
95
تاريخ گيلان ( فارسى )
گفتار در بيان ياغى شدن سپهسالار رستم و به قتل رسيدن او از مخالفت لشكر و حشم . چون شيرزاد سلطان ، به قتل آقا محمد خان از رشت حركت نموده ، به فومن آمده ، بىاستصواب و صلاح ديد لئام و سپاه ، آقا محمد خان را به درجهء قتل رسانيده و در امور وكالت و امارت مدخل نموده بود ، سپهسالار رستم كه نسبت قومى به على بيك داشت ، در موضع مشينك دشت ، سر راه بر شيرزاد سلطان و متابعان او گرفته ، قريب شش هفت هزار نفر آدم « 1 » ، از عسكر فومن و شفت و تولم بر سر خود جمع كرده ، مانع رفتن شيرزاد سلطان و بردن محمد امين خان ، از فومن به رشت گرديده ، ادعاى وكالت و منصب سپهسالارى فومن نموده و به نوعى راهها [ را ] مسدود ساخته بود كه قحطى در ميان لشكر شيرزاد سلطان افتاد ، چنان كه سه شب از براى چهارپايان جو به هم نرسيد . و شيرزاد از حركت ناپسنديدهء خود و قتل بناحق آقا محمد سلطان ، نادم و پشيمان گشته ، شروع در مصالحه نمودند . و در خلال اين احوال ، امير خواند - سپهسالار لشكر شفت - را برداشته ، به طريق فريب و خديعت ، از اردوى سپهسالار رستم بيرون آمده ، از راه سنگ بجار ، به گوراب فومن رسيده ، شرف بساط بوسى محمد
--> ( 1 ) - نسخهء د : شش هفت هزار آدم .